اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

21

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

هود [ 1 ] را بنبوت بر آنها فرستاد . پس از او معجزه خواستند و خدا براى آنها شترى كه بچه اش همراه بود پديد آورد و صالح بانها گفت آب گرفتن از آبگاه يك روز اين شتر را و يك روز شما را است پس مباد كه او را از آب برانيد ، ليكن صالح را تكذيب كردند و مردى از آنان كه او را « قدار » [ 2 ] مىگفتند برخاست و شتر را پى كرد و پى او را با شمشير بريد پس بچه اش بر زمين بلندى برآمد و بلند ناله كرد آنگاه خدا بر آنها عذاب فرستاد و جز زنى بنام « ذريعه » كسى از آنها رهائى نيافت [ 3 ] و قدار در ميان عرب ضرب المثل شده است . تارخ بن ناحور [ 4 ] تارخ بن ناحور پدر ابراهيم خليل الله در زمان نمرود جبار بود . نمرود [ 5 ] اول كسى است كه آتش پرستيد و آن را سجده كرد به اين طريق كه آتشى از زمين بيرون آمد و نمرود نزد آن رفت و آن را سجده كرد و شيطان از ميان آتش با او سخن گفت پس خانه اى بر آن ساخت و كسانى به خدمت آن گماشت . در اين زمان بود كه مردم بعلم نجوم پرداختند و كسوف شمس و خسوف قمر را حساب كردند و ستارگان ثابت و سيار را شناختند و در علم فلك و بروج سخن گفتند . و مردى . . . بود كه اينها را بنمرود آموخت . و تارخ يعنى آزر پدر ابراهيم [ 6 ] با نمرود جبار بود .

--> [ 4 ] ل : ص 20 . [ 5 ] طبرى ص 141 : نمرود بن كوش بن حام و ص 163 نمرود بن كنعان بن كوش بن سام . [ 6 ] آنچه در اينجا و در مروج الذهب ج 1 ص 44 است خلاف عقيده قطعى شيعه اماميه است كه پدران خاتم الانبياء ص تا حضرت آدم ع همگى خداپرست و بر دين حق بوده‌اند و آزر عموى ابراهيم يا جد امى او بوده است و آيه كريمه « و تقلبك فى الساجدين » ( 26 : 219 ) بتفسير امام باقر و امام صادق و ابن عباس و ديگران شاهد آن است .